کتاب تو زودتر بکش (جلد سوم) اثر رونین برگمن (محقق اسرائیلی) است به ترجمهی وحید خضاب و چاپ انتشارات شهید کاظمی. کتاب پیش رو حاصل تحقیقات برگمن و مطالعه و بررسی مقالهها، کتاب و اسنادی است که برخی از آنها بهشکلی غیرقانونی به دست او رسیدهاند، همچنین این اثر در پی گفتوگوی نویسنده با افرادی که بهطور مستقیم زمانی در سازمانها و وقایع اشاره شده در کتاب حضور داشتهاند به منبعی گرانبها و دستاول مبدل شده است. این اثر جلد سوم از مجموعهکتابهای اطلاعاتی- امنیتی است که پیرامون نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل و تاریخ شصتسالهی ترورهای موساد از ترور مبارزین فلسطینی گرفته تا ترور عماد مغنیه و دانشمندان هستهای و موشکی ایران اختصاص یافته است. مطالعه این دست کتابها که از زاویهی دید جبههی مقابل و کسانی که از طرفداران رژیم صهیونیستی هستند روایت میشود، باعث پررنگشدن حقایق و کسب دیدی همهجانبه از وقایع جاری در این سازمانهاست.
بخشی از کتاب:
در زمانی که بسیاری از داراییهای دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل گرفتار باتلاق خونین لبنان بود، همچنان تهدیدهای وجودی برای کشور کوچک اسرائیل، ذهن موساد را به خود مشغول میکرد. در راس این تهدیدهای وجودی، عراق قرار داشت: کشوری که یک سلاخ بدون تعادل روانی با جاهطلبی دیرینهای برای اینکه صلاحالدین [ایوبی] دوم شود [و بار دیگر با بیرون کردن کفار، قدس را مانند صلاحالدین آزاد کند] بر آن حکومت میکرد. یکی از سناریوهای کابوسوار برای IDF این بود که یک ارتش بزرگ از عراق به اردنیها بپیوندد و به این ترتیب یک جبهه تهدیدکننده [ترسناک] برای اسرائیل درست کند. نیروهای اسرائیلی از دهه 1960 (از همان زمان که اقلیت تحت ستم کرد علیه رژیم بغداد سر به شورش برداشتند) به صورت مخفیانه در عراق فعالیت میکردند. اسرائیل سلاح در اختیار کردها میگذاشت و سربازان IDF و نیروهای موساد رزمندههای کرد را در زمینه جنگ چریکی آموزش میدادند. به گفته مئیر عامیت رئیس وقت موساد، ایده [اسرائیل برای این کمکها] آن بود که «خاورمیانه ای بسازه که در اون، ما قادر باشیم به صورت همزمان توی چند جبهه علیه دشمنامون وارد عمل بشیم.» اگر بخواهیم سادهتر بگوییم، عراق علنا دشمن اسرائیل بود و کردها دشمن بغداد بودند، و دشمن دشمن من هم دوست من محسوب میشود. در همان زمان، چنین همپیمانیهایی (به عنوان نمونه با شاه ایران و هایله سلاسی امپراطور اتیوپی، دو کشور هم مرز با همسایگان عرب و متخاصم اسرائیل) به موساد این اجازه را میداد که پستهای شنود و دیگر داراییهای اطلاعاتی را به جای برپا کردن در داخل کشورهای متخاصم، داخل این کشورها [که با اسرائیل همپیمان ولی با آن کشورهای عرب، همسایه بودند] برپا کنند. مستشاران اسرائیلی، که در بین آنها ناتان روتبرگ، کارشناس متخصص مواد منفجره، هم حضور داشت، از سال 1969 به بعد [که به عراق رفتند، در آنجا] درباره کسی که کردها به او میگفتند «سلاخ بغداد» چیزهایی میشنیدند.