«گورچین» رمانی نوشتهی شهره احدیت است که در آن به زندگی افراد حاشیهنشین و آسیبپذیر میپردازد و داستانی اجتماعی و روانشناختی را روایت میکند.
عنوان «گورچین» نماد افردی است که در جمعیت گم میشوند، دیده نمیشود یا در حاشیه باقی میماند؛ افرادی که در جستجوی هویت، معنا و جایگاهی در جهان هستند. محدودیتها و فشارهای اجتماعی شخصیتها را گرفتار کرده است. برخی از شخصیتها با گذشته درگیر هستند و بعضی دیگر به دنبال رهایی از تنگناهای زندگی روزمره. داستان روایت شخصیتهای جوان و میانسال شهری است که در تنگنای مشکلات اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی گرفتار شدهاند.
زن و مردی برای بچهدار شدن به آلمان می¬روند و با اسپرم اهدایی صاحب دختری میشوند. حالا آن دختر باردار است و این هردو درگیر با خود، با گذشته و با رابطهشان هستند. گورچین روایت رابطه¬هایی است که یک جایی می شکند و هیچ چینی بندزنی نمیتواند آن را به هم بچسباند. سفر زن و مرد به آلمان برای بچهدارشدن آیندهی آنها را رقم میزند. آنچه آنها در این سفر به دست میآورند با آرزوی آنها برای فرزند داشتن کاملا متفاوت است. رمان روایت نسلی است که تصور دیگری از آینده داشتند و حالا در آستانهی میانسالی با واقعیتی مواجه شدهاند که با تصورشان فاصلهی خیلی زیادی دارد. راوی با مرور گذشته و خاطراتش مدام دنبال سرنخی است که زندگی ملالتبار او از آنجا آغاز شده است. گویی زندگی زن در آستانهی پیری باز هم دچار بحران شده است. زنی گرفتار ملال که برای رهایی از آن به گذشته چنگ میزند. زنی که به بازخوانی گذشته برای کشف رازهای خانوادگی میپردازد.
داستان با صحنه هجوم موریانهها به زن آغاز میشود. با صدای وزوز یا جیرجیرشان، یک «صدای کوفتی» که تا پایان داستان در گوش زن و مخاطب داستان میپیچد. داستان با واگویههای راوی آغاز و با واگویههای او به پایان میرسد؛بخش عمدهی داستان واگویههای زن با خودش است. راوی داستان مدام با خودش و با ما حرف میزند، او زنی است با تجربهای خاص و یکه، بارداری خلاف معمول او تمام زندگی و تصور او را از خودش و جهان پیرامونش تحتتأثیر قرار داده است. سه مرگ در داستان اتفاق می¬افتد که روایت را شکل میدهند، انگار سه گور در مسیر داستان چیده شده¬ است.
«گورچین» برای علاقمندان به رمانهای اجتماعی، روانشناختی گزینهای مناسب است.