مشکلی که در دروغ گفتن وجود دارد این است که ذهن ناخودآگاه انسان بهصورت خودکار و جدا از زبان عمل میکند. بنابراین، زبان بدن ما دروغمان را فاش میکند. به همین دلیل افرادی که بهندرت دروغ میگویند، صرفنظر از اینکه صداشان تا چه اندازه متقاعدکننده است، بهراحتی لو میروند. لحظهای که آنها شروع به دروغ گفتن میکنند، بدنشان علائمی متناقض ارسال میکند. این علائم این احساس را در ما به وجود میآورد که این افراد واقعیت را بیان نمیکنند. در هنگام دروغ گفتن، ذهن ناخودآگاه انرژی عصبی منتشر میکند که به شکل حرکتی آشکار میشود و میتواند با آنچه فرد گفته است متناقض باشد. برخی از افراد که شغلشان مستلزم دروغ گفتن است، مانند سیاستمداران، حقوقدانان، بازیگران و مجریان تلویزیون، به اندازهای حرکات بدنشان را اصلاح مینمایند که «مشاهده»ی دروغ آنها کاری سخت است. آنها به یک یا دو روش، حرکات بدنشان را اصلاح مینمایند. روش نخست: آنها آنچه «احساس میکنند» تمرین مینمایند؛ مانند انجام حرکات صحیح در زمانیکه دروغ میگویند. این کار تنها زمانی موفقیتآمیز است که طی مدت زمان طولانی هزاران دروغ را تمرین کرده باشند. روش دوم: آنها قادرند بیشتر حرکات بدن را حذف کنند تا هنگام دروغ گفتن از حرکات مثبت یا منفی استفاده ننمایند. البته انجام این کار نیز بسیار مشکل است.
هنگامیکه موقعیتی پیش آمد، این آزمون ساده را امتحان کنید: عمداً به یکی از آشنایان دروغی بگویید و درحالیکه بدنتان بهطور کامل جلوی دیدگان او قرار دارد، آگاهانه سعی کنید تمام حرکات بدنتان را مهار نمایید. حتی زمانیکه حرکات اصلی بدنتان بهطور آگاهانه مهار میشود، تعداد زیادی از حرکات ریز بدن همچنان منتقل میشوند. این حرکات شامل انقباض عضلات، باز و بسته شدن مردمکها، عرق کردن پیشانی، سرخ شدن گونهها، افزایش سرعت پلک زدن چشم و هزاران هزار حرکت جزئی دیگر است که علامت فریب دادن است. تحقیقات با استفاده از دوربینهای حرکت آهسته نشان میدهد این حرکات جزئی و کوچک در عرض نیمثانیه ممکن است رخ دهد و تنها افرادی مانند مصاحبهکنندگان حرفهای، فروشندگان و افرادی که ما آنها را حساس و باهوش میخوانیم، میتوانند آگاهانه در طول مصاحبه یا مذاکره آنها را مشاهده نمایند.