نوشتاری تاریخی ادبی از سیره اجتماعی حضرت فاطمه زهرا (س) که به قلم حمید سبحانی صدر نگارش یافته است.
آنچه امروز از سیره ائمه اهل بیت (ع) بیش از هرچیز به آن نیاز داریم، سیرهای ملموس و منطبق بر زندگی امروز ماست. سیرهای که برای زوایای مختلف و حتی جزئی زندگی امروز ما حرف داشته باشد و بتواند الگویی عملی ارائه کند، آن هم با تأکید بر روابط اجتماعی که از نقاط پرمسأله برای همه ماست.
کتاب امّاه توانسته است نگاهی نو به زندگی اجتماعی سرور زنان عالم(س) بیندازد و آن بخشها و جزئیات کمتر دیده و شنیده شده را به تصویر بکشد؛ آن هم روایتی دقیق و منطبق بر واقعیتهای تاریخی، بیآنکه تخیل نویسنده نویسنده بخواهد رنگی داستانی به آن بدهد.
فاطمه (س) برای نسبت خود با رسول الله (ص)، هیچ امتیاز مادی ویژهای قائل نبود و از قِبل پیوند پدر و فرزندیاش، به هیچ امکانات خاصی، چون خانه و کاشانه و امکانات زندگی نمیاندیشید. خانههایی که گرداگرد مسجد النبی (ص) بود و رسول خدا (ص) و برخی از اصحاب در آن سکونت داشتند، درهایشان به داخل مسجد باز میشد و همگی از آن درها به داخل مسجد رفت و آمد میکردند. خداوند به پیامبر خود دستور داد «بِأَنْ سُدُّوا الْأَبْوَابَ عَنْ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَبْلَ أَنْ یَنْزِلَ بِکُمُ الْعَذَابُ»؛ درهایی که به مسجد رسول خدا (ص) باز میشود را ببندید، پیش از آنکه عذاب الهی بر شما نازل شود.
عباس، عموی پیامبر (ص) … در صحن مسجد قدم میزد تا اینکه به مقابل درب خانه فاطمه (س) رسید و ناباورانه دید که دختر پیامبر (ص) با دو پسرش، حسن و حسین (ع)، بر درب خانهاش نشسته است. شاید این دستور آسمانی برای عباس، با آن پیوند خانوادگی عمیق با پیامبر خدا (ص)، اما و اگرهایی بهدنبال داشت، اما با دیدن این رفتار فاطمه (س) که بر روی آقازادگی خود پا گذاشته بود، پاسخ سؤالات خود را مییافت. خبر این کار فاطمه (س) به پیامبر (ص) رسید. رسول خدا (ص) نیز آمد و دید که دخترش بر درب خانه خود نشسته است.
ـ دخترم! چرا بر درب خانه نشستهای و داخل نمیروی؟
ـ مگر فرمان «سدّوا الابواب» نیامده است؟ اینجا نشستهام، آماده بسته شدن درب خانه.
ـ دخترم! خداوند پیامبرش را از این دستور استثناء کرده است و علی و فاطمه و فرزندانشان نیز که نفس پیامبرند و به حکم آیه تطهیر، طهارت محضاند، از این دستور مستثنی هستند.
کاش آنها که بر مسندی عاریتی تکیه زدهاند، کمی در این مضامین تأمل کنند؛ مخصوصاً آنها که داعیهدار پیروی از سیره و سنت اهل بیت پیامبر (ص) و سرور زنان عالماند. کاش دختران و زنان آنها نیز که در مصائب فاطمه (س) اشکریزان و در روز ولادت بانوی عالمین (س) هدیهگیرندگان روز زن و روز مادرند، سوزنی هم به خود بزنند که ما وابستگان به مسؤولین و مدیران جامعه اسلامی، نباید برای خود، شأن ویژهخواری و امکانات خاص و ممتاز از عموم مردم قائل باشیم.
نویسنده کتاب «اماه» که پیش از این آثاری درخور توجه همچون ۱۸ساله، پس از چهل سال، راهبرد اقتصادی پیامبر (ص)، از وی منتشر شده است، در امّاه نیز توانسته است تاریخ اسلام و سیره معصومین (ع) را آنگونه که امروز به آن نیازمندیم روایت کند؛ آن هم به نحوی که هم اهل تحقیق از آن استفاده کنند و هم عموم مردم به خوبی بهره ببرند.
اماه در چهار فصل به چهار بخش مهم از زندگی اجتماعی حضرت زهرا (س) میپردازد:
۱. دخترانه؛ روابط دخترانه حضرت زهرا (س) با والدینش، و مجموعهای از آنچه در دوران پیش از ازدواج بر ایشان گذشته است.
۲. همسرانه؛ گزارشی ملموس و کمی متفاوت از زندگی مشترک آن بانو با همسر بزرگوارش امیرمؤمنان(ع).
۳. مادرانه؛ مجموعهای از سیره حضرت مادر(س) در رفتار با فرزندانش و تکاپوی ایشان در مسیر تربیت.
۴. بیکرانه؛ نمونههای متعددی از تعاملات حضرت فاطمه (س) با جامعه، تلاشهای اقتصادی، مجاهدتهای سیاسی، حدود حضور در جامعه و…
این کتاب میتواند هدیه خوبی برای عزیزان ما بهویژه مادران، همسران و دختران ما باشد