کتاب «آری این چنین بود برادر» متنی کوتاه از علی شریعتی است که در قالب یک نامهی خیالی نوشته شده و از مشهورترین آثار ادبی اجتماعی او به شمار میآید. شریعتی این متن را در پی سفری به مصر و بازدید از اهرام ثلاثه نوشت. او در مقدمه، تجربهی ایستادن در برابر عظمت اهرام و شنیدن روایت راهنمای گردشگران را بازگو میکند؛ روایتی که از رنج و مشقت بردگانی میگفت که هزاران سال پیش، سنگهای عظیم را بر دوش کشیدند تا این بناها برپا شود. بخش اصلی کتاب، نامهای است که نویسنده خطاب به یکی از همان بردگان گمنام تاریخ مینویسد؛ بردهای که قرنها پیش در ساخت اهرام جان فرسوده و اکنون در دل تاریخ خاموش مانده است. شریعتی با این خطاب، پلی میان گذشته و حال میزند و از خلال آن، نقدی تند بر وضعیت انسان معاصر ارائه میدهد. او میگوید که بردگی ظاهری شاید از میان رفته باشد، اما انسان امروز گرفتار نوعی بردگی پنهان و پیچیدهتر است: بردگی اندیشه، اراده و روح. در این نامه، شریعتی نظامهای حاکم مدرن، با ابزارهایی چون علم، فرهنگ، رسانه، مصرفگرایی، لذتطلبی و فردگرایی افراطی، انسان را از درون تهی کردهاند. او انسان امروز را به «کوزهی خالی زیبایی» تشبیه میکند که هرچه نظام مسلط میسازد، بی چون و چرا میبلعد. این تصویر، استعارهای از ازخودبیگانگی و بیهویتی در جهان مدرن است؛ جهانی که در آن، آزادی ظاهری جایگزین آزادی حقیقی شده و انسانها بهجای رهایی، در قفسهای نامرئی زندگی میکنند. به طور کلی، علی شریعتی با زبان شاعرانه و لحنی خطابی، تاریخ را نه همچون رویدادهای گذشته، بلکه به مثابه آینهای برای دیدن اکنون و آینده به کار میگیرد. «برادر» در این نامه، هم بردهی مصری است و هم هر انسانی که در برابر سلطهی ساختارهای قدرت و فرهنگ مسلط، خاموش و منفعل مانده است. در نتیجه، کتاب حاضر را میتوان هم یک متن ادبی دانست و هم یک بیانیهی اجتماعی فلسفی.