از جانانهترین پاسخها در دفاع عقلانی از نظام جمهوری اسلامی، این کتاب است.
زیرا اشکال اساسی آنان تحلیلشده و برای همیشه معیار به دست میدهد.
در این کتاب میخوانیم:
ناچارم اظهار کنم (با تمام حرمتی که برای مردانی چون آقای بازرگان دارم)
مردان متفکر نهضت از بینات و کتاب و میزان و احاطه در سطح لازم برخوردار نیستند
و ناچار برداشتهای آماری و استحسانی شان به گمراهی دست میدهد؛
آنگونه که از موضع بالا حمله کنند و اصالت و اسلامیت انقلاب را زیر سؤال ببرند.
اگر حکومتی از هدف چشم نپوشید باید تمامی نارساییهایش را به دوش کشید
و بدون توقع دست به کار شد و عذر اینکه نمیگذارند نیاورد؛
که برای کارگر بدون چشمداشت همیشه میدان کار هست و ما تجربه کردهایم
توکل این نیست که گلوی دشمن را باز کنی و دست دوست خود را ببندی
سیره علی علیهالسلام و امر قرآن و حکم عقل و سیره عقلا را نادیده بگیری
و از مرحوم صاحب جواهر شاهد بیاوری و ولیفقیه را دعوت کنی که بیا و تقلید کن!