کتاب «اقتصاد احساسی: چگونه هوش مصنوعی عصر همدلی را ایجاد میکند» نوشته رولند تی. راست و مینگ-هوی هوانگ، نگاهی نو و متفاوت به دگرگونیهای عمیق اقتصادی و اجتماعی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. این کتاب بر این باور استوار است که همانطور که ماشینها به انجام وظایف تحلیلی و محاسباتی مشغول شدهاند، وظایف انسانها در عرصههای عاطفی و همدلانه به عنوان نیروی اصلی و متمایز باقی میمانند. بنابراین، اقتصاد فردا جایی است که «احساس» و «ارتباط» به عنوان ارزشی بیبدیل در تعاملات کسب و کار، خدمات مشتری، سیاست و حتی آموزش ظهور خواهند کرد. به عبارت دیگر، در دنیایی که هوش مصنوعی با سرعت در حال پیشرفت است، بسیاری از فعالیتهای فکری و تحلیلی به دست ماشینها سپرده شده است. اما همانطور که ماشینها میتوانند دادهها را پردازش کنند و تصمیمات مبتنی بر الگوریتمهای دقیق اتخاذ نمایند، در انتقال احساسات عمیق و همدلی انسانی، برگ برندهای ندارند. نویسندگان در کتاب خود استدلال میکنند که این تناوب طبیعی باعث شکلگیری «اقتصاد احساس» میشود؛ اقتصادی که در آن قدرت واقعی بر پایه توانمندیهای عاطفی، هنر ایجاد ارتباط و انتقال حس همدلی قایل به اندازه تحلیلهای منطقی و استراتژیک ارزشمند خواهد بود. به عنوان مثال، در صنایعی مانند بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش، جایگاه انسان به عنوان عامل اصلی ایجاد تجربه مثبت برای مشتریان، بیش از پیش برجسته خواهد شد. کتاب با بررسی مثالهای ملموسی از تحول در شیوههای تعامل با مشتری، نشان میدهد که چگونه مهارتهای عاطفی میتواند به عنوان یک مزیت رقابتی در دنیای کسب و کار به کار گرفته شود. از این منظر، اقتصاد احساسی نه تنها یک تغییر در ساختار شغلی است بلکه یک تحول فرهنگی و اجتماعی میباشد. این تغییر، فرصتهای نوینی را برای افرادی که به مهارتهای عاطفی مسلطند به ارمغان میآورد. به طور کلی، مطالعه این کتاب میتواند چشماندازی نو به آینده اقتصاد و روابط انسانی ارائه کند و از طریق تأکید بر اهمیت احساس و همزیستی در کنار هوش مصنوعی، راهگشای تحولی مثبت در زندگی فردی و اجتماعی باشد.