یادداشتهای زیرزمینی را نخستین رمان اگزیستانسیالیستی معرفی کردهاند. شخصیت اصلی رمان، یک ضدقهرمان مدرن و بسیار پرتناقض و دچار معضلات روحی است. او برای رسیدن به خواستهها و آرمانهایش ناتوان است و مورد پذیرش جامعه نیست. این شخصیت برای کشف خودش به درون خود سرک میکشد. او که در پی ارضای امیالش است، میکوشد همهچیز را نفی کند و از دنیایی که در آن زندگی میکند خود را جدا میداند. داستایوسکی یادداشتهای زیرزمینی را در چهلسالگی و پس از گذراندن انواع مصائب و اقسام مشکلات مثل تبعید، فقر و بیماری نوشت. عنوان داستان انعکاسی است از دنیایی که شخصیت پوچگرای رمان را به هیچ میگیرد.
بخشی از کتاب:
همین لحظه مخصوصا یکی از خاطرههای احمقانهام بسیار آزارم میدهد و فشار میآورد. چند روز قبل بود که این ماجرا ناگهان به خاطرم آمد؛ و از آن ساعت باز نتوانستم از چنگش برهم. مثل کسی شدهام که طنین آهنگ آزاردهندهای در گوش دارد. ولی من باید خود را از دست این خاطره خلاص کنم. صدها از اینگونه خاطرهها دارم، ولی از این صدها گاهی یکی سربرمیآورد و همان یکی شروع به اذیتکردنم میکند. و نمیدانم چرا معتقد شدهام که فقط وقتی میتوانم از شر خاطرهای موذی آسوده شوم که آن را بنویسم، چه عیبی دارد امتحان کنم؟ چه مانعی دارد؟ اما بعد. خسته شدهام! از بیکاری خسته شدهام. هیچوقت کاری نداشتهام و ندارم. چیزنوشتن شبیه به کارکردن است و معروف است که بشر با کار منزه و پاک میشود. خوب شد، پس حالا یک شانس دارم.